فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

296

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

بذل مجهود از دشمن حسود باز ستاده « 1 » به امير اعظم كامكار شيرانشاه « 2 » بيك فرخ يسار سپرند « 3 » و امراى عالم ستان با لشكرهاى گران ، سبك رو « 4 » به پايهء سرير اعلى آرند ، تا عالميان را ظاهر گردد كه حقّ امدادى « 5 » كه ملك شروانشاه « 6 » را در راندن چغتاى از شروان ، در زمانى كه حضرت ( 156 - ر ) پادشاه سعيد « 7 » با سلطان ابو سعيد در قراباغ مقابل نشسته بودند و به مقابله از جانبين كمر « 8 » معادات بسته ، به اتمّ وجهى به مجازات مقابل گشت و در جزاى ترك دوستى چغتاى شرّ چنين دشمنى « 9 » ناسزاى از او دور گردانيدند و بعد از تسخير و استيلاى تمام ، چنان مملكتى با نام را به جناب امير عالى تبار همچو حقّ به مستحقّ سزاوار رسانيدند . ابيات « 10 » هميشه جهان مصر محبوب باد * عزيز اندرو شاه يعقوب باد شهى كو شهى را نواساز شد * ازو پادشاهى سرافراز شد شهان را چو بنده نوازى كند * شه غزنه كو ، تا ايازى كند اواخر شهر شعبان ، امراى عالى مكان از جانب شروان در دار السّلطنهء تبريز به موكب شادىانگيز پيوستند و چون به حقوق نيكو بندگى - كما يجب و ينبغى - قيام نموده ، در ظلّ تربيت آسوده نشستند . همه به جلدوهاى لايق و تربيتهاى موافق فايق گشته به قدر مراتب و قدّ مناصب و خلع و مراكب و افاضهء « 11 » مواجب و طبل و علم و دينار و درهم فايز شدند . سكّان عالم از درويش و شاه ، درّ دعاى حضرت پادشاه به گوش ماه رسانيده و در شادى فتح نامدار ، خواطر از انديشهء آن شيخ غدّار رهانيده . همگنان دوام اين دولت ( 156 - پ ) ارجمند را تا قيامت جويا « 12 » و ابرار اقطار « 13 » را در عشايا و اسحار زبان دعا

--> ( 1 ) . K : ستانده . ( 2 ) . K : شروان شاه . ( 3 ) . KP : سپارند . ( 4 ) . P : دو . ( 5 ) . F : امداد . ( 6 ) . K : شيروان شاه . ( 7 ) : يعنى اوزن حسن پدر سلطان يعقوب . ( 8 ) . F : مكر ؛ K : مكرو . ( 9 ) . F : دشمن . ( 10 ) . P : شعر . ( 11 ) . F : اضافه . ( 12 ) . P : جو . ( 13 ) . F : انظار .